محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
349
تحفه خانى ( فارسى )
سكنجبين عسلى ده درم و يا از سكنجبين قندى ده درم با قدرى مناسب آن آب نيم گرم آميخته چنان كه رسم است ترتيب داده اختيار بايد كرد و غذا نخود مقشر با شيرهء مغز بادام و يا شير مغز تخم معصفر و اندك دارچينى در آش بايد انداخت و مضمضه به سركه كه درو فوتنج جوشيده باشند و صعتر و عاقرقرحا و بيخ كبر از هريك و يا همه و ماليدن ايارج فيقرا در دندان درين صورت نافع است و مضمضه بماء العسل كه درو زوفا و فوتنج و عاقرقرحا و پوست بيخ قثاء الحمار جوشيده باشند و مراد بقثاء الحمار كبر موعانست و اكثر اين گياه در مزارات مىرويد و بعضى اطبا را گمان اينست كه ماميثا است و اين غلط است و ماليدن بيخ دندان بعاقرقرحا و بوره و زنجبيل و فلفل و شيطرج هندى بسيار نافع و مسكن وجع است و يا مضمضه به سركه كه درو تخم حنظل جوشيده باشند بايد كرد كه بسيار نافع و مجربست و يا زنجبيل به سركه جوشيده بايد در دندان نهاد و يا ازين دارو بايد در دندان دردمند نهاد نوشادر و افيون از هريك نيم درم و عاقرقرحا يك درم و نيمكوفته و پيخته بر دندانى كه خورده شد و بسيار درد مىكند بايد نهاد و اين دارو در تسكين درد نظير ندارد امّا بايد احتياط كرد كه بگلو نرود زيرا كه افيون و نوشادر هر دو مخاطره است و اگر به اين تدابير تسكين نيابد علاج نهادن فلونياى رومى يا فارسى نيز موجب تسكين وجع است اما درصورتىكه از دندان فايده نمانده باشد و خورده شده بهتر آنست كه باستاد كامل اخراج بايد فرمود كه بكند و اگر دندان را سوراخى و آفتى غير از وجع طارىشده سعى در تسكين وجع بايد كرد زيرا كه دندان جوهر نفيس است و محتاج در وصول غذا بكمال به بدن و ديگر موجب زينت انسانست و ديگر در كندن آفات عظيمه متصور است بلكه بسيار آن واقع شده و موجب هلاك شده و يكى از آفات او